واکاوی دلالت صیغه امر از منظر ادبیات عرب و اصول فقه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکترای زبان و ادبیات عربی

2 دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

صیغه امر یکی از مسائل بحث‌برانگیز علوم ادبی و اصول فقه است؛ این مسئله، به‌ویژه در باب معناشناسی، تا بدانجا اهمیت دارد که تنوع در قرائتها، باعث شده است معنای اولیه امر در استنباط احکام دایر بر دو حکم وجوب و استحباب باشد. در علوم ادبی، بلاغت بیشترین سهم را در تصریح به معنای اولیه و تبیین معنای ثانویه اسلوبها دارد. عالمان اصول فقه نیز با استفاده از دستاوردهای علم بلاغت به تبیین معانی اوامر شارع پرداخته‌اند؛ اما به‌تبع تفاوت کارکرد این دو علم، اصولیان نگرش زیباشناختی ادیبان در بیان مباحث را به نگرش معطوف بر استنباط احکام تغییر داده و به ظرافتهای بحث افزودند. ازاین‌رو با توجه به اهمیت صیغه امر به‌عنوان یکی از افعال سه‌گانه در ادبیات عرب و به‌عنوان بستری برای ابلاغ احکام شارع در قالب امر، این پژوهش می‌کوشد با روش تحلیلی ـ تطبیقی به بررسی ابعاد آن در دو علم مورد نظر بپردازد و همچنین نگاهی تطبیقی به این موضوع در آرای اصولیان داشته باشد. اصولیان در اصلِ وضع این صیغه در زبان اختلاف نظر دارند اما آنچه به نظر صحیح می‌رسد این است که تبیین و تحدید دلالت صیغه، بر شیوع استعمال آن تکیه دارد. درباره نوع طلب نیز واقعیت این است که آنچه از لغت فهمیده می‌شود فقط جزم و جدّیت در طلب است؛ برای همین صیغه امر، برای جزم در طلب، حقیقی است و در غیر آن مجازی به شمار می‌آید. بحث وجوب و غیر آن نیز از کاربرد شرع فهمیده می‌شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Examining the Implications of Imperative Structure from the Viewpoint of Arabic Literary Studies and the Science of Principles of Jurisprudence

نویسندگان [English]

  • Davood Zarinpour 1
  • Razieh Amini 2
1 Ph.D.
2 Ph.D. student of Ferdowsi University of Mashhad
چکیده [English]

Imperative Structure is one of the controversial issues in literary studies and the science of principles of jurisprudence. This issue is very important, especially in the field of Semantics, so that the diversity in interpretations has led to inference of two different judgments from the initial meaning of Imperative Structure about the same action, one of which is Mustahab (Recomended) and the other on is Wajib (Compulsary). In literary studies, rhetoric has the greatest contribution to the determining the primary meaning and explaining the secondary meaning of the forms. The scholars of jurisprudence have also used the achievements of rhetorical sciences to explain the meanings of the commandments, but, as a result of the difference in the functions of these two sciences, the scholars of the science of Principles of Jurisprudence changed the aesthetic attitude of the literary scholars in expressing the discussions to the attitude towards the deduction of the rules; and added to the delicacies of the discussion. Therefore, in view of the importance of the Imperative Structure as one of the three main structures in Arabic language, and as a means for communicating the rules of the laws of Shari‘ah, this research tries to study the dimensions of the two sciences through a comparative analysis; and also take a look at the ideas of the scholars of the science of Principles of Jurisprudence through a comparative approach. The scholars of the science of Principles of Jurisprudence have different ideas about the Imperative Structure, but what it seems to be true is that the explanation and limitation of the meaning of the structure should be based on the prevalence of its usage. Regarding the type of the demand expressed through the Imperative Structure, the fact is that what is understood from the structure is merely the seriousness of the demand; therefore, using the Imperative Structure for seriousness of the demand has a literal meaning, but for other purposes it has a figurative meaning. The fact that whether the action is compulsory or not can be understood from its application in Shari‘ah.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Implications of the Imperative Structure
  • Compulsory
  • Figurative Meaning and Literal Meaning
  • Rhetoric
  • Principles of Jurisprudence

قرآن کریم.

آخوند خراسانی، محمدکاظم، کفایة الاصول، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، 1409ق.

آمدی، علی بن محمد، الإحکام فی أصول الأحکام، قاهره، مؤسسة الحلبی، 1967م.

ابن­‌فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، بیروت، دارالفکر، 1979م.

اعرافی، «درس خارج اصول فقه»، 1386/8/20ش.

همو، «درس خارج اصول فقه»، 1386/8/21ش.

همو، «درس خارج اصول فقه»، 1386/8/27ش.

انصاری، یوسف عبدالله، أسالیب الأمر و النهی فی القرآن الکریم و أسرارها البلاغیة، رسالة ماجستیر، ریاض، جامعة أم القری، 1990م.

بابو، غیاث، «دلالة ­العدول فی صیغ الأفعال»، مجله دراسات فی اللغة العربیة و آدابها، شماره 12، 2013م.

بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، بیروت، دارالمعرفة، 1989م.

بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، 1418ق.

تفتازانی، مسعود بن عمر، التلویح ـ حاشیة التفتازانی علی التوضیح شرح التنقیح لصدر الشریعة، بیروت، دارالکتب العلمیة، بی­‌تا.

حبنکة میدانی، عبدالرحمن حسن، البلاغة العربیة أسسها و علومها و فنونها، دمشق، دارالقلم، 1996م.

حسینی روحانی، سید محمد، منتقی الأصول، قم، دفتر آیت‌­الله سید محمد حسینی روحانی، 1413ق.

حمودة، طاهر سلیمان، دراسة المعنی عند الأصولیین، مصر، الدار الجامعیة، 1983م.

خویی، سید ابوالقاسم، محاضرات فی أصول الفقه، قم، مؤسسه إحیاء آثار امام خوئی، 1422ق.

زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، کویت، التراث العربی، 1972م.

شرتونی، رشید، مبادئ العربیة، تهران، اساطیر، 1392ش.

شریف مرتضی، علی بن حسین، الذریعة إلی أصول الشریعة، تهران، دانشگاه تهران، ‌1376ش.

شوکانی، محمد بن علی، إرشاد الفحول إلی تحقیق الحق من علم الأصول، مصر، دارالسلام، 1998م.

صالح، محمدادیب، تفسیر النصوص فی الفقه الإسلامی (دراسة مقارنة)، دمشق، جامعة دمشق، 1974م.

عبدالحمید، محمد محی‌الدین، التحفة­ السنیة بشرح المقدمة­ الآجرومیة، قطر، وزارة­ الأوقاف و الشؤون الإسلامیة، 2007م.

عبدالغفار، احمد، التصور اللغوی عند الأصولیین، مصر، دارالمعرفة­ الجامعیة، 1981م.

غزالی، محمد بن محمد، إحیاء علوم الدین، قاهره، مطبعة الإستقامة، بی­‌تا.

همو، المستصفی فی علم الأصول، قاهره، مکتبة الجندی، 1971م.

کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1363ش.

مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، 1955م.

مشکینی، علی، اصطلاحات الأصول و معظم أبحاثها، قم، الهادی، 1374ش.

مطلوب، احمد؛ و حسن بصیر، البلاغة و التطبیق، عراق، وزارة­ التعلیم العالی و البحث العلمی، 1999م.